سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

413

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

فاطمه ( ع ) يك صاع را آسيا كرد و از آن پنج گردهء نان ؛ براى هر كدام يك نان فراهم كرد و على ( ع ) نماز مغرب را با پيامبر ( ص ) خواند سپس به منزل برگشت و خوراكى را جلوشان گذاشتند ناگهان سائل يا مستمندى به در خانه آمد و گفت : درود بر شما اى اهل بيت محمد ( ص ) من مستمندى از مستمندان مسلمانم غذايى به من بدهيد ، خداوند از غذاهاى بهشت به شما مرحمت كند ، ( 1 ) على ( ع ) سخن او را شنيد و گفت : « فاطم ذا المجد و اليقين * يا بنت خير الناس اجمعين اما ترين البائس المسكين * قد قام بالباب له حنين يشكو الى اللّه و يستكين * يشكو الينا جائع حزين كل امرئ بكسبه رهين * و فاعل الخيرات يستبين موعده جنّة عليّين * حرمها اللّه على الضّنين و للبخيل موقف مهين * تهوى به النّار إلى سجين شرابه الحميم و الغسلين » « 1 » فاطمه با شنيدن سخنان على ( ع ) گفت : « اطعمه و لا أبالى السّاعة * أرجو اذا أشبعت ذا مجاعة ان الحق الاخيار و الجماعة * و اسكن الخلد ولى شفاعة » « 2 » ( 2 ) ابن عبّاس مىگويد : خوراكشان را به آن فقير دادند و آن روز و آن شب را چيزى جز آب نچشيدند و چون روز دوم شد ، فاطمه ( ع ) مقدارى از جو را دستاس كرد و از آن پنج گردهء نان پخت و على ( ع ) نماز مغرب را در مسجد خواند و به منزل آمد ، يتيمى به در خانه

--> ( 1 ) فاطمه ! اى صاحب عظمت و يقين ، اى دختر بهترين همهء مردم ! آيا اين درماندهء بىچيز را نمىبينى كه با آه و ناله در خانه ايستاده است ؟ در حالى كه به خدا شكوه مىكند و خوار و مسكين است ، گرسنه و غمگين به ما درد دل مىكند . هر كسى در گرو عمل خويشتن است و آن كه كارهاى نيك كرده به زودى خواهد ديد . وعده‌گاه او مقامات بالاى بهشت است كه خداوند آن را بر شخص بخيل حرام كرده است . و براى بخيل جايگاه ذلّت و خوارى است كه او را به زندان آتشين اندازد . آشاميدنيش آب داغ و زرداب است . ( 2 ) هم اكنون او را اطعام مىكنم و باكى ندارم و چون گرسنه‌اى را سير مىكنم . اميدوارم كه به نيكان و جمع خوبان بپيوندم و ساكن بهشت جاودانه گردم و ( اين عمل خير ) شفيع من باشد !